ما قرآن را براى تذکّر آسان ساختیم؛ آیا کسى هست که متذکّر شود؟! قمر 17
سفارش تبلیغ
صبا
خدا ایمان را واجب کرد براى پاکى از شرک ورزیدن ، و نماز را براى پرهیز از خود بزرگ دیدن ، و زکات را تا موجب رسیدن روزى شود ، و روزه را تا اخلاص آفریدگان آزموده گردد ، و حج را براى نزدیک شدن دینداران ، و جهاد را براى ارجمندى اسلام و مسلمانان ، و امر به معروف را براى اصلاح کار همگان ، و نهى از منکر را براى بازداشتن بیخردان ، و پیوند با خویشاوندان را به خاطر رشد و فراوان شدن شمار آنان ، و قصاص را تا خون ریخته نشود ، و برپا داشتن حد را تا آنچه حرام است بزرگ نماید ، و ترک میخوارگى را تا خرد برجاى ماند ، و دورى از دزدى را تا پاکدامنى از دست نشود ، و زنا را وانهادن تا نسب نیالاید ، و غلامبارگى را ترک کردن تا نژاد فراوان گردد ، و گواهى دادنها را بر حقوق واجب فرمود تا حقوق انکار شده استیفا شود ، و دروغ نگفتن را ، تا راستگویى حرمت یابد ، و سلام کردن را تا از ترس ایمنى آرد ، و امامت را تا نظام امت پایدار باشد ، و فرمانبردارى را تا امام در دیده‏ها بزرگ نماید . [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :1
بازدید دیروز :23
کل بازدید :63039
تعداد کل یاداشته ها : 80
97/11/1
6:0 ص
بندگان مرا بشارت ده! همان کسانى که سخنان را مى‏شنوند و از نیکوترین آنها پیروى مى‏کنند؛ آنان کسانى هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند. زمر17 - 18
موسیقی
ما قرآن را براى تذکّر آسان ساختیم؛ آیا کسى هست که متذکّر شود؟! قمر 17

عوضی باشی  خیلی بهتره

 از اینکه . . .

بفهمی یک عمر عوضی می فهمیدی و عوضی فکر میکردی


94/3/11::: 3:55 ص
نظر()
  
  

بنام رحمان و رحیم

بنام سلام عظیم


آمدنم هم به اراده ی اوست

    و من آورده شدم تا نجوایی که میرساندیم ، برسانم

پس من رسولم چون تو

واین قرار ماست که پیام او را با عشق برسانیم به هم

پس سلام اولین را با کلام ودا پایان دهم

وباز . . . سلام

 

 


92/1/27::: 12:10 ص
نظر()
شعر ،
  
  

عشق یعنی چشمهای مست تو

عاشقی شرمنده شد ازدست تو 

عشق یعنی زخم کاری که زدی

بردلم ، احسنت نازشست تو


شعر ،
  
  

کاش آنشب ای پدرخوابت ببرد

کاش اصلا آنشب آن نطفه بمرد

کاش در جنگی که حادث گشته بود

آن تن خستم به شب جان می سپرد


شعر ،
  
  

خواستن تو گنجایش میخواهد

میترسم

میترسم خسته ات کنم

رهایم کنی

وتمامم رابا خودببری


شعر ،
  
  

ازهرچه عادت است 

بیزارم

عادت به حماقت

عادت به اعتماد

به مهربانی و دلسوزی

آنقدر زمین خورده ام 

که سیر سیر گشتم

جاندارم

حتی برای لقمه ای دیگر


شعر ،
  
  

چه دیرآمدی

عمری به انتظارت بودم

عطرت مشامم را پرکرده بود

سالها قبل ازشکفتنت

شامه ام فرتوت گشته

حیفِ عطرتو

حیف


شعر ،
  
  

 

هم درد وهم داروی جان چشمان مستت

هم زخم و هم مرحم دوچشم می پرستت

هم آتش افروزدل تنها وسردم

هم آب برآتش شده ، ای نازشستت

 


97/7/12::: 9:10 ع
نظر()
شعر ،
  
  

آتش زده برقلبو جان چشم سیاهت

رسوای عالم شد دلم، از روی ماهت

آخرچه کردم مربه تو شهلای خوبان

کاتش فکنده بردلم سیل نگاهت


شعر ،
  
  

پروانه چشمان تو آهسته و نرم

تاعمق چشمان دلم پروازکرده

 

برگرداحساس چوشمع قلبوجانم

گردیدو جان عشق تو روآوازکرده


شعر ،
  
  
   1   2      >
پیامهای عمومی ارسال شده
+ چشمان تو خواب مرا آشفته بنمود چشمان تو برچشم خستم راه بگشود چشمان تو مرزمیان روزو شب را برهم زدو تا بی‌نهایت راه پیمود
+ چشمت غزل چشمت قصیده چشمت آشوب چشمانت آیین خدایی خوب درخوب چشم تو تنها قبله گاه روح وجانم شددل به دارنرگس مست تو مصلوب
+ چشمان تو آرامش این قلب خسته چشمان تومفتاح این قلب شکسته چشمان تو دارد دمی همچون مسیحا چشمان تو زنده نموداین چشم بسته ??????
+ دیریست چشمانت مراویرانه کرده دیریست چشمانت به قلبم خانه کرده دیریست تیرعشق چشمان سیاهت برجانم افتادو به جانم لانه کرده ??????
+ چشمان تو پیرم نکرده خارگشتم ازعشق تو دیریست من بیمارگشتم جانم فدای خاری وبیماری تن گویی که از خوابی گران بیدارگشتم
+ زیباترین شعرم فدای خاک پایت زیباترین شعرم فدای یک نگاهت زیباترین شعروجودم چشمهایم تقدیم یک لحظه نگاه چشمهایت??????
+ هوای تو که میوزد نسیم لبخند را برلبم می رساند ودوباره شکوفه های شعرم را به میوه مینشاند شیرین وآبدار باب دندانت ای یگانه مالک قلبم برو لاقل برای چنددقیقه نمیشود ونمیتوانم اینهمه ملسی راتحمل کنم مست میشوم و شاید ازحال که هیچ ازدنیا بروم