ما قرآن را براى تذکّر آسان ساختیم؛ آیا کسى هست که متذکّر شود؟! قمر 17
سفارش تبلیغ
صبا ویژن
[ و فرمود : ] تنگ چشمى همه بدیها را فراهم گرداند و مهارى است که به سوى هر بدى کشاند . [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :20
بازدید دیروز :21
کل بازدید :79528
تعداد کل یاداشته ها : 87
99/4/13
9:0 ع
بندگان مرا بشارت ده! همان کسانى که سخنان را مى‏شنوند و از نیکوترین آنها پیروى مى‏کنند؛ آنان کسانى هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند. زمر17 - 18
موسیقی
ما قرآن را براى تذکّر آسان ساختیم؛ آیا کسى هست که متذکّر شود؟! قمر 17

 

هم درد وهم داروی جان چشمان مستت

هم زخم و هم مرحم دوچشم می پرستت

هم آتش افروزدل تنها وسردم

هم آب برآتش شده ، ای نازشستت

 


97/7/12::: 9:10 ع
نظر()
شعر ،
  
  

آتش زده برقلبو جان چشم سیاهت

رسوای عالم شد دلم، از روی ماهت

آخرچه کردم مربه تو شهلای خوبان

کاتش فکنده بردلم سیل نگاهت


شعر ،
  
  

پروانه چشمان تو آهسته و نرم

تاعمق چشمان دلم پروازکرده

 

برگرداحساس چوشمع قلبوجانم

گردیدو جان عشق تو روآوازکرده


شعر ،
  
  

چشمان تو خواب مرا آشفته بنمود
چشمان تو برچشم خستم راه بگشود
چشمان تو مرزمیان روزو
شب را

برهم زدو تا بی‌نهایت راه پیمود


شعر ،
  
  

چشمت غزل چشمت قصیده چشمت آشوب
چشمانت آیین خدایی خوب درخوب
چشم تو تنها قبله گاه روح وجانم
شددل به دارنرگس مست تو مصلوب


شعر ،
  
  

چشمان تو آرامش این قلب خسته
چشمان تومفتاح این قلب شکسته
چشمان تو دارد دمی همچون مسیحا
چشمان تو زنده نموداین چشم بسته


شعر ،
  
  

دیریست چشمانت مراویرانه کرده
دیریست چشمانت به قلبم خانه کرده
دیریست تیرعشق چشمان سیاهت
برجانم افتادو به جانم لانه
کرده


شعر ،
  
  

چشمان تو پیرم نکرده
خارگشتم
ازعشق تو
دیریست من بیمارگشتم
جانم فدای 
خاری وبیماری تن
گویی که از خوابی گران 
بیدارگشتمگل تقدیم شما


شعر ،
  
  

زیباترین شعرم فدای خاک پایت
زیباترین شعرم فدای
یک نگاهت
زیباترین شعروجودم
چشمهایم
تقدیم یک لحظه نگاه
چشمهایت


شعر ،
  
  


هوای تو که میوزد
نسیم لبخند را
برلبم می رساند
ودوباره
شکوفه های
شعرم را
به
میوه مینشاند
شیرین وآبدار
باب دندانت
ای یگانه مالک قلبم
برو
لاقل برای
چنددقیقه
نمیشود
ونمیتوانم
اینهمه
ملسی راتحمل کنم
مست میشوم
و
شاید
ازحال که هیچ
ازدنیا
بروم

شعر ،
  
  
پیامهای عمومی ارسال شده
+ چشمان تو خواب مرا آشفته بنمود چشمان تو برچشم خستم راه بگشود چشمان تو مرزمیان روزو شب را برهم زدو تا بی‌نهایت راه پیمود
+ چشمت غزل چشمت قصیده چشمت آشوب چشمانت آیین خدایی خوب درخوب چشم تو تنها قبله گاه روح وجانم شددل به دارنرگس مست تو مصلوب
+ چشمان تو آرامش این قلب خسته چشمان تومفتاح این قلب شکسته چشمان تو دارد دمی همچون مسیحا چشمان تو زنده نموداین چشم بسته ??????
+ دیریست چشمانت مراویرانه کرده دیریست چشمانت به قلبم خانه کرده دیریست تیرعشق چشمان سیاهت برجانم افتادو به جانم لانه کرده ??????
+ چشمان تو پیرم نکرده خارگشتم ازعشق تو دیریست من بیمارگشتم جانم فدای خاری وبیماری تن گویی که از خوابی گران بیدارگشتم
+ زیباترین شعرم فدای خاک پایت زیباترین شعرم فدای یک نگاهت زیباترین شعروجودم چشمهایم تقدیم یک لحظه نگاه چشمهایت??????
+ هوای تو که میوزد نسیم لبخند را برلبم می رساند ودوباره شکوفه های شعرم را به میوه مینشاند شیرین وآبدار باب دندانت ای یگانه مالک قلبم برو لاقل برای چنددقیقه نمیشود ونمیتوانم اینهمه ملسی راتحمل کنم مست میشوم و شاید ازحال که هیچ ازدنیا بروم