ما قرآن را براى تذکّر آسان ساختیم؛ آیا کسى هست که متذکّر شود؟! قمر 17
سفارش تبلیغ
صبا ویژن
دانشمندان امّت من، مانند پیامبران بنی اسرائیل اند . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :18
بازدید دیروز :27
کل بازدید :80744
تعداد کل یاداشته ها : 87
99/5/25
12:13 ع
بندگان مرا بشارت ده! همان کسانى که سخنان را مى‏شنوند و از نیکوترین آنها پیروى مى‏کنند؛ آنان کسانى هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند. زمر17 - 18
موسیقی
ما قرآن را براى تذکّر آسان ساختیم؛ آیا کسى هست که متذکّر شود؟! قمر 17

زهرچشم

 

چندروزی بود که اوضاع بدجوری به هم ریخته شده بود . فرمانده اردوگاه تازه عوض شده و به اصطلاح میخواست زهرچشم بگیره . اون روزا هوا خیلی گرم بود ، تقریبا هر صدنفر زیردویا سه پنکه ی سقفی می خوابیدن و تنها وسیله خنک کننده اونا توی گرمای شدید عراق همین بود وآبی که درحبانه ( ظرفی سفالی با شکلی تقریبا مخروطی ) برای خوردن وجود داشت .

اون شب ها طبق دستور فرمانده نیم ساعت بعد از اذان مغرب همه باید به اجبار می خوابیدن و اگه کسی هم حتی برای یک لحظه بلند می شد که از حبانه آب بخوره ، نگهبانها اسم اونو بعنوان اخلال گر می نوشتن .

شب اول بعضی از بچه ها که خیلی گرما بهشون فشار اورده بود قضیه رو جدی نگرفتن وبا بلند شدن از سرجاشون به طرف حبانه رفته ولیوانی آب ولرم رو نوش جان کردن .

فردا صبح که شد بلافاصله اون چند نفری که به اصطلاح اخلال کردن روبه بیرون اردوگاه بردن وتا عصر برنگردوندن . عصر که آمارگیری تمام شد ما رو به درون آسایشگاه ها فرستادن وطبق معمول درب ها رو قفل کردن .

 دیگه خیلی نگران شده بودیم نمی دونستیم چه کار کنیم .زیاد اتفاق افتاده بود که بچه ها رو واسه بیگاری به بیرون اردوگاه می بردن اما همیشه تا قبل از آمارگیری اونارو برمی گردوندن

همه نگران بودن و هرکی یه چیزی می گفت . تو همین حالت بودیم که صدای باز شدن درب آسایشگاه همه رو متوجه خودش کرد ، نا خداگاه همه به طرف درب رفتن وبا دیدن چهره اون چند نفر خوشحال شدیم . نگهبانها که درب آسایشگاه رو بستندو رفتن تازه ما متوجه وضع بد دوستامون شدیم .

واقعا رنگ به چهره نداشتن . بدناشون تیره رنگ و خاکی بود عطش شدید باعث شد تا خودشونو با هجوم به حبانه برسونن و تند تند آب بخورن . انگار اصلا سیر نمی شدن .

بعد از اینکه کمی حالشون جا اومد و نفسی تازه کردن ماجرا رو اینجور تعریف کردن که :

({صبح که ما رو از اردوگاه بیرون بردن چند سرباز عراقی مصلح اطراف مارو گرفتند وبا بیل هایی که به دست ما داده بودن هرنفررو مامور کندن قبر خودش کردن . بچه ها مشغول کندن زمین شدن . وقتی که عمق حفره ها به حدود نیم متر رسید به ما گفتند که لباسامونودربیاریم و هر نفر باید تا گردن توی اون حفره ها بره ونفر بعد روی بدن اولی خاک بریزه و این کار تا نفرآخر که سرباز عراقی روی اون خاک ریخت ادامه پیدا کرد . هوا خیلی گرم بود و ما چون در حال زمین کندن بودیم و حالاهم که بدن برهنه مون زیر خاک دفن شده بود و از همه بدتر استرسی که داشتیم بیشتر احساس گرما وتشنگی میکردیم . خلاصه تا عصر به دستور فرمانده آونجا موندیم . ظهر که دونگهبان برای اوردن غذای خودشون به اردوگاه رفته بودن فرصتی پیش اومد تا یکی از نگهبانها که ظاهراً دلش برای ما سوخته بودبشرط اینکه ما چیزی به کسی نگیم و با هزار ترس و لرزواحتیاط نیم لیوانی آب توی دهان هریک از ما ریخت که اگر خدا به دل اون نگهبان ننداخته بود این کاروکنه شاید ما از تشنگی . . . })

 تازه ما فهمیدیم که حکم فرمانده تنها یک تحدید نبود و واقعا یک زهر چشم حسابی بود

بعد از اون ماجرا تا چند ماه حتی وقتی آبا از آسیاب افتاد کسی جراًت نمی کرد بعد از خواب به حبانه نزدیک بشه .

 

وسلام

   تقدیم به شهدای غریب اسارت

 

کامران یوسف شهروی


  

زیبا ترین دارِ 

 

در آرزوی روی تو ایـــــن دل چه غوغا می کنـــد

دربـــــــین صــــدها انجـــــمن شور تو پیدا میکند

 

شورت زند آتش بر آن وآن دل کند زان پس فغان

کــی بهتر از هر شور جان عشق تو رسـوا میکند

 

رسوایی دل اینچــــــــنین بهتر ز صد عـــــقل مبین

کــــــــین دل به معجونی چنین هر دیده بینا میکند

 

چــــــشمی که بیند روی تو گردد اسیر کوی تو

دیگر نبـــینـــد جز تو را، کین شعـله شیدا میکند

 

زان پس زبان بــــــی ادعـــــــــا اِنی اَنا الحَق میزند

زیبا ترین دارِ جـــــــهان این گفـــــــته بر پا میکند

 

کامران شهروی شهروی


92/1/27::: 9:19 ع
نظر()
شعر ،
  
  

رمی

 

رمی شیطان میکنی ای خودپرست 

گرچـــــه باشی درصف ابلیس پست

رمی توشایدکه دسـت بیعت است

ای زه عشق این جهان گردیده مست

رمی تویعنی که این تیرم بـــگیر

کن کمنـــــــدی وعدالت کن اسیر

رمی تویعنی بیا دســـــــــتی بده

آتشی افکن کنون درمیــــــــــکده

رمی تویعنی همان تــــیری که زد

برگلوی کربلاآن دیـــــــــــــو بد

رمی تویعنی هزاران تیـــــــغ تیز

فــــــــرق ماآماده شد،خونش بریز

رمی تویعنی قلم در دســــــت تو

تاشکافی باقلم صدنان جـــــــــــــو

رمی تویعنی که ای خــــــلق خدا

حاجیـــــــم گو حاصل آمد قصد ما

رمی حق باید چوآن مــــــولا بود

رمی ابراهیـــــــــــــم،خلیل الله بود

رمی حق یعنی بزن برنفــــس خود

چون رسولی که درآن آتــــش بشد

 

 

رمی حق یعنی بجز حــــــق رانبین

جامه ی منــیـتـــت زن بر زمــــین

رمی حق یعنی زاین پس هرچه شـد

نشکنم عهدی که بستم در اُ حُــــــد

رمی حق یعنی دگر مـــــــــولائیم

زین دگر گرد قنائم مــــــــــن نیم

رمی حق یعنی زاین پس کــــل راه

یک شود وآن هم ره آل عــــــــبا

رمی حق یعنی خدایی گشتـــــه ام

گوئیا ازآخــــــــــرت بر گشته ام

گر چنین رمیی نمودی حق شـــوی

هـر دمی حج را تو جویی حج روی

 

کامران یوسف شهروی


شعر ،
  
  

 

نیســـــت اندر جبه ام اٍلا خدا 

 

 

گفته ای بهتر زهر مخلوقنا         گوبه امت که نبــــاشد همچو ما

بی نیازی اندرون ذات مــن         نی که مولودم نیم والد چو تــن

مثل ومانندی ندارم غیرخود          هم کفی چون ما نبوداست ونشـد                            

پس بگوتنهاخداواحد بـــــود         برهمــــه اعمالـــتان شاهد بود

آن یگانه پادشـــاه عالـــمین          تحت فرمانش سماوات وزمین

گوکه عبدالله در اول ناممت        بعدازآنش مصطفی میجویمت

 

 

چون توای رااینچونین فرمان دهد

ادعای چــــون منـــی کی سر نهد

 

 

باچه تفــــــسیری نمـایم ادعا       (نیســـــت اندر جبه ام اٍلا خدا)

اشرف آدم توای یا مصـطفی        مدعــی اینگونه کی باشد روا

گرکسی درآیینه عکسش بدید      عکس خوددیده،نه خود آیدپدید

 

این جـــهان چون آیـیه ازبهر رب

منعکس سازد نشانش روز و شب

 

گرگـــــــزاری آیـــینه درآفـٍتـاب

منعکس سازد بقدرٍظرف و تاب

 

تازه گرآن آیینه روشـــــــن بـود

عاری اززنگاروچون گلشن بود

اینـــکه خورشـــیدی شود درآیینه

بچه گی باشد، خیال است آن همه

اودرونٍ عــــــالم و آدم بــــــود

گرچـــــه نی آدم ونی عالم بود

 

 

 

 

من چو آن چوپان نباشــم پیش او

تا گذربنـمایــدم بی گــــــــــفتگو

اندرون هرچه باشدایــــــن بدان  

  آن نبودست ومنزه زین وآن

 

   کامران یوسف شهروی


شعر ،
  
  

مرغ ِ آن باغم 

 

گــــو شـــــــنیدی قصه ی آن آدمی

کو به جرمی رفته در محبس همی

 

محبَسش تاریک و سردو تنـــــگ وبد

هرطرف پوشیــــده از صـــد دام ودَد

 

یادش آمد منزلی کو خوش در او

میپریدش چون طیوران سو به سو

 

نـــالـــه ای سر داد وصد فریاد ودرد

بهر آزادی هـــزاران شـــــکوه کرد

 

از قـــــضا بهر رهــایــــی زین قفس

یک زمان خواهد به جبرو صد نفس

 

چون زمان بگذشت وغربت هم چوآن

این مــــکان غربت نبودش کو تو جان

 

آرزویش گـــــــشته مادون و خصی

جای خوش دردیده اش آن بی کـسی

 

یاد آزادی زآن محــــبس چــــــــنان

گو که تیری کرده جانش را نـشان

 

ای دریــــــغا همـــــچو آن زنــدانیم

رفــــته یـــادِ غــــربت وتنـــــــهاییم

 

یاد آنــــــــکه از کـــــــجا من آمدم

مرغ ِ آن باغم نه حـــــبس دام و دَم

 

یادِ آنجا کو سلام اســـــت و نه این

سین و لام و آ و میم و بس همین

 

گر کنم یادی ز فردوس بــــرین

آن سلام و حور و اصحاب ِیـمین

 

همنشـینی با عـلی(ع)وفاطـمه(س)

با شهیدان ، حُوض ِکُوثر ، روزِ بِه

 

کی ببـــندم دل به ایــــــن دارِ فنا

وان همه نعــمت کـــنم کُلاً رها

 

کامران یوسف شهروی


شعر ،
  
  

 

دل آرام 

ز تـــن هم خستـــــه ام دیگر وجام شوکران خواهم 

 

که مرحم بهر جـــان ودل چو بهر بی کران خواهم 

 

دل آرامــــی نمی بیــــنم که دل بر جــان او بـــندم 

 

زدریای صــداقت دان فقـــط من یک نشــان خواهم

 

کجــــایـــی ای تو آرامـم کجــــایـــــی راحت جانم

که بر مــن هر چــه آرندی فقط جانان جان خواهم

 

بمانـــم بر یقـــین خود که هستـــم هســـت این باور

 

دگـر کـی سر شـود آخر که تـیرت برکـمان خواهم

 

بزن برتــن توپـــیکانی رها ســـازازقفــس جـــانی

 

که گرچون جان مرا دانی زتومن آن زمان خواهم

 

خمــارم از ازل دانــــی گــدا را تونمـــی رانـــــی

ز مــی مســتم نـما یارا کــه آن جــان کلان خواهم

 

 

کامران یوسف شهروی

 


شعر ،
  
  

شش میوه‌ی ضد سرماخوردگی - آکاایران

سلامت - پزشکی - شش میوه‌ی ضد سرماخوردگی


بنابراین توجه به برنامه‌ی غذایی روزانه و اختصاص دادن سهمی از منابع غذایی ویتامین‌هایی مانند ویتامین C می‌تواند هم بر تعداد و هم بر شدت سرماخوردگی و آنفلوانزا تأثیرگذار باشد. پس با ما همراه شوید تا با خانواده مرکبات که از منابع این ماده مغذی هستند، آشنا شوید.

لیمو

این میوه بعد از پرتقال بیشترین مقدار ویتامین C را دارد (53 میلی‌گرم به ازای هر 100 گرم). بنابراین هنگام سرماخوردگی بهتر است مخلوط آب پرتقال و لیمو میل کنید. به علاوه، لیمو در مقایسه با سایر اعضای این خانواده به دلیل قند کمتر، کالری ناچیزی (9 تا 14 کیلوکالری به ازای 100گرم) دارد و برای کسانی که نگران اضافه وزنشان هستند، انتخابی مناسب محسوب می‌شود.
 
پرتقال

در میان اعضای این خانواده، پرتقال بیشترین مقدار ویتامین C را دارد به طوری که با خوردن یک عدد متوسط آن می‌توان 54 میلی‌گرم ویتامین C را دریافت کرد بنابراین برای تقویت سیستم دفاعی بدن بهتر است این میوه را در برنامه غذایی روزانه‌تان بگنجانید.
 
کامکوآیت یا گربانتین

این میوه کوچک، پوست نسبتاً نازکی دارد و اغلب آن را با پوست می‌خورند و منبع مناسبی است از ترکیب‌هایی به نام فیتونوترینت‌ها که خاصیت آنتی‌اکسیدانی دارند. البته بیشترین مقدار بتاکاروتن (175 میکروگرم در هر 100گرم) در گربانتین است و به این دلیل می‌توان آن را یک میوه ضدسرطان دانست.

نارنگی

این میوه به دلیل اینکه راحت پوست کنده می‌شود، مورد علاقه بیشتر بچه‌هاست.

به یاد داشته باشید که یک نارنگی شیرین پرپتاسیم است و برای فشارخونی‌ها در صورت عدم دسترسی به گریپ‌فروت، یک انتخاب مناسب است. در ضمن بتاکاروتن آن بعد از گربانتین بیشترین مقدار است، پس می‌توان چنین نتیجه گرفت که نارنگی میوه‌ای با خاصیت ضدسرطانی است.

نارنج

نارنج، میوه‌ای بین نارنگی و گریپ‌فروت است و بیشتر در تهیه سُس‌ها یا چاشنی غذاها از آن استفاده می‌شود.

به علاوه نارنج نیز مانند نارنگی منبع مناسبی از بتاکاروتن است و کمی بیشتر از پرتقال فولات دارد.

در ضمن مقدار قابل ‌قبول پتاسیم در این میوه خوردن آن را برای یک فرد با سابقه بیماری‌های قلبی به عادتی مناسب تبدیل می‌کند.
 
گریپ‌فروت

گریپ‌فروت در خانواده بزرگ مرکبات بیشترین پتاسیم (200 میلی‌گرم در 100 گرم) را دارد به همین دلیل است که خوردن آن به بیماران فشارخونی توصیه می‌شود.

در ضمن نوع رنگی آن دارای لیکوپن است که خاصیت آنتی‌اکسیدانی دارد. طعم تلخ آن نیز به وجود ترکیبی برمی‌گردد که به نارنجین مشهور است.


منبع:تبیان


  

فواید سیر در طب سنتی

سیر گیاهی است علفی و دائمی که ساقه آن تا ارتفاع 40 سانتیمتر نیز می رسد . قسمت زیر زمینی آن متورم و مرکب از 5 تا 12 قطعه و محصور در غشاهای نازک و ظریف برنگ خاکستری مایل به سفید می باشد . برگهای آن باریک و نواری شکل برنگ سب تیره و گلهای آن کوچک و صورتی رنگ که بصورت یک چتر در انتهای ساقه ظاهر می شود .

فواید سیر در طب سنتی

نحوه استفاده : خوراکی
خواص : سیر Garlic
نام علمی Allium sativum

سیر وپیاز رابطه ای نزدیک با هم دارند که شاید بدلیل بوی بد آنها می باشد .در مصر قدیم برای مومیائی مدرگان و خوش طعم کردن غذاها بکار می رفته است . هومر شعر باستان در نوشته های خود از آن یاد برده است .مردم در اروپا و اسپانیا از قبل از میلاد مسیح آنرا می شناختند و از آن استفاده می کردند .بقراط پدر علم طب در نوشته های خود از خواص آن یاد کرده و یکی دیگر از دانشمندان قدیم 61 خاصیت مختلف برای سیر قائل شده است .


سه نوع سیر وجود دارد :
1-سیر آمریکایی بنام Greole نامیده می شود . این نوع سیر دارای پوست سفید بوده و از انواع دیگر قوی تر است .
2-سیر تاهیتی که از بقیه درشت تر است و گاهی قطر آن به 8 سانتیمتر می رسد .
حضرت محمد (ص) برای سیر 70 خاصیت مختلف قائل شده اند و می فرمایند :
از سبزی سیر تا می توانید استفاده کنید زیرا سیر دوای هفتاد درد است اما آنکس که سیر وپیاز خورده به مسجد نیاید و به مردم نزدیک نشود .(به علت بوی بد دهان‌ )
خواص داروئی:
سیر از نظر طب قدیم ایران گرم و خشک است اسانس سیر که در اثر تقطیر سیر با بخار آب حاصل می شود برای تغییر طعم غذا مصرف می شود .
1)سیر بادشکن وضد عفونی کننده است .
2)خوردن سیر مصونیت بدن را در مقابل بیماریها افزایش می دهد .
3)سیر کرم کش است .
4)سیر محرک و تقویت کننده بدن است .
، برای درد گلو میتوانید یک حبه از سیر را رنده کرده و یک قاشق مربا خوری آبلیمو به آن اضافه نمایید سپس میل کنید، اگر این کار را چند بار انجام دهید برای درد گلو داروی مفیدی میباشد. سیر داروی سرماخوردگی و زکام است .
6)سیر اثر خوبی در معالجه سل دارد
7)سیر خون را رقیق می کند
8)سیر اثر خوبی در تنگی نفس دارد
9)خوردن مداوم سیر لقوه و رعشه را از بین می برد .
10)سیر چون گرم و خشک است بنابراین رطوبت معده را از بین می برد و دردهای مفاصل را خوب می کند.
11)سیر درمان کننده دردهای مفاصل ، سیاتیک و نقرس می باشد .
12)سیر برای تقویت نیروی جنسی و افزایش تولید اسپرم در اشخاص سرد مزاج بسیار مفید است .
13)آنهائی که قطره قطره ادرار می کنند باید حتما سیر بخورند تا بیماری آنها درمان شود .
14)سیر زخم های ریه و درد معده را از بین می برد .
15)سیر سنگ های کلیه را شکسته و خارج می سازد .
16)سیر را با زیره بپزید برای تقویت دندان مفید است .
17)مالیدن سیر پخته به دندان ، درد دندان را تسکین می دهد .
18)سیر را بسوزانید وبا عسل مخلوط کنید و ضمادی از آن درست کنید این ضماد برای رفع خون مدرگی زیر پلک چشم مفید است .
19)سیر بعلت مدر بودن برای رفع آب آوردن انساج مفید است .
20)برای از بین بردن میخچه کف پا از ضماد سیر استفاده کنید .
21)جهت رفع دردهای رماتیمسی و عصبی ضماد سیر بسیار موثر است .
22)جهت ضد عفونی کردن دستگاه تنفسی در هنگام بیماریهای مربوطه از شربت سیر استفاده کنید :
مقدر 100 گرم سیر را با 200 گرم آب و 200 گرم شکر یا قند مخلوط کرده و آنرا بجوشانید تا له شود . مقدر مصرف برای این منظور سه قاشق سوپخوری در روز است .
23)جدیدا در یکی از بیمارستان های آمریکا برای ضدعفونی کردن فضای بیمارستان از سیر استفاده میکنند .
24)پاستور پزشک معروف فرانسوی آزمایشات زیادی روی سیر انجام داد و اثر باکتری کشی سیر را تائید کرده است .
25)سیر ضد انعقاد و لخته شدن خون است .
26) در شوروی سیر بنام پنی سیلین معروف است و معمولا هنگامیکه آنفولانزا شیوع دارد، مصرف آن بالا می رود درچندسال پیش که آنفلوانزا شیوع پیدا کرد مردم شوروی 500 تن سیر مصرف کردند .
27)خوردن سیر سلولهای سرطانی را از بین می برد .
28)یکی از دانشمندان آمریکایی که در دانشگاه فلوریدا روی مرض ایدز تحققی می کند معتقد است که سیر روی مرض ایدز اثر مثبت دارد .
29)مصرف سیر مقدر کلسترول خون را پائین می آورد . مقدار LDH را کاهش می دهد . مقدر مصرف سیر برای این منظور 30 گرم در روز است . جالب است که با مصرف سیر در چند ماه اول مقدر کلسترول ممکن است بالا رود و این بدین علت است که کلسترول از داخل نسوج خارج شده و داخل خون می شود که از آنجا دفع گردد بعد از اینکه کلسترول بحالت نرمال رسید باید برای نگهداری آن روزی نصف سیر خام مصرف کرد . گ
30)خوردن سیر از سرطان جهاز هاضمه جلوگیری می کند .
31)چینی ها قرن هاست که برای پائین آوردن فشار خون از سیر استفاده می کنند .

مضرات :
سیر با آنکه خواص بسیاری دارد باید بحد اعتدال مصرف شود زیرا استفاده زیاد از آن در بعضی اشخاص موجب سردرد ، ضعف نیروی جنسی ، ضعف چشم و عوارض بواسیر می شود . سیر برای آنهائیکه اسهال دارند مضر است .
آنهائیکه معده ضعیف دارند و بطور کلی سیستم هاضمه آنها ضعیف است نباید در خوردن سیر افراط کنند .
کسانیکه یبوست دارند نباید سیر بخورند و برای رفع مضرات آن سیر را باید با آب و نمک پخته و کمی به آن روغن بادام یا کره اضافه کنید تا مضر نباشد .
منبع : کتب طب سنتی


  

کتب واسنادی که ایل شهرویی(شهروی)را ذکر کردند .

مسالک وممالک نوشته اسطخری - صورت الارض نوشته ابن حوقل - احسن التقاسیم نوشته مقدسی- سندی موجود

از دوران صفوی شاه عباس دوم- مرحوم امام شوشتری در تاریخ وجغرافیای خوزستان- فارسنامه ناصری نوشته فسایی- سفرنامه ی ممسنی نوشته میرزا فتاح خان گرمرودی- مرات البلدان نوشته محمد حسن خان اعتماد

السلطنه- ایران وقضیه ایران نوشته کرزن- لیارد 1844- شیل 1850- نزهت الاخبارنوشته محمد جعفر خورموجی

 .


بعداز پراکندگی ایل شهرویی(شهروی)که سازمان ایلی از هم پاشیده شد و به ایلات دیگری رفتند در کتابهایی به

عنوان تیره ای از ایلی جدید معرفی شده مانند شاخه ای از شهرویی که به ایل هفت لنگ بابادی عکاشه رفت کتابی مانند تاریخ بختیاری نوشته ی سردار اسعد /تاریخ بختیاری نوشته اسکندر خان عکاشه . از شهرویی به عنوان طایفه

ای از عکاشه معرفی شده یا کتب جدیدی مثل تاریخ وتمدن چهار محال وبختیاری نوشته دکتر اسفندیار اهنجیده که طایفه ی شهرویی(شهروی) را طایفه ای جنگ جو ودلیر معرفی می کند که مهارت خاصی در چوب بازی دارند .یا

شاخه ای دیگر ازایل شهرویی(شهروی)که به روستای ابوالعباس(بلواس)رفت طایفه ی یوسف شهرویی که درکتابی مثل تاریخ وجغرافیای خوزستان نوشته شوشتری این طایفه را جزوه چهارلنگ بلواسی معرفی می کند. یا تاریخ


بختیاری نوشته عبدلعلی خسروی که به عنوان شاخه ای از ایل چهارلنگ بلواسی ذکر کرده. .یا کتاب هایی که در زمینه ی ایل طیبی منتشر شده طایفه ی سلیمان شهرویی را شاخه ای از ایل طیبی گرمسیر معرفی می کند.یا شاخه


ی شیخ شهرویی نور اباد ممسنی استان فارس را به عنوان شاخه ای از ایل بکش در کتابهای ممسنی معرفی کرده اند .یا کتبی که در زمینه ی گچساران وایل باشت وباوی منتشر شده شهرویی(شهروی) ساکن روستای پشه کان را از

سادات منسوب به امام زاده محمد که در کناره کوه شهرو است معرفی کرده است.یا کتبی که در زمینه ی مردم شناسی سمنان وتاریخ سمنان است شهروی را یکی از خاندان روستای لاسجرد(لاسگرد)معرفی کرده است.وخیلی

دیگر از کتابها که به شاخه های ایل شهرویی(شهروی)اشاره کرده است


دوستان وقتی که می گوییم طایفه شهرویی (شهروی) درخوزستان/ چهار محال وبختیاری/ کهگیلویه وبویراحمد

-فارس /کرمان/سمنان واستانهای دیگر وجود دارد نه فقط در یک نقطه ی خاص حضور دارند بلکه در چندین وچند نقطه از ان استان حضور دارند و خیلی از جاها ی دیگرنیز هستند که به علت نبود بودجه نتوانستم بررسی

کنم. به طور مثال در استان کهگیلویه وبویر احمد در چندین وچند نقطه شهرویی(شهروی) حضور دارند وخیلی دیگر از نقاط این استان که به دلیل نبود همکاری وبودجه کافی نتوانستم بررسی کنم.و متاسفم که ایلی که دارای

این همه افتخار است ودر طول تاریخ همواره در مقابل ظلم وستم استقامت کرد و در مقابل ظالم سر خم نکردامروز این گونه بی اهمیت شده

.

وســـــــــــــــــــــــــــــلام




92/1/27::: 3:15 ع
نظر()
  



 

معرفی کلی ایل شهرویی  



 



درود بر ایل دلاور وغیرتمند شهرویی(شهروی)در سرتاسر ایران زمین.

پسر کو نداردنشان از پدر  /تو بیگانه خوانش نخوانش پسر.

مختصری در رابطه با ایل شهرویی(شهروی) روستای شهرویی ساکن بهبهان دارای چند

تیره می باشد خلیلی احمدی (خلیل و احمد شهرویی برادر بودند) رحیم ملکی(ریملکی). اقا بگی(اقابگ وعلی بگ) روتلخی که دارای چهار پدر هستند اخوند

برزو محمد عوض(همگی برادر بودند به علت اینکه در جایی به نام رود تلخ بودند به روتلخی معروف شدند.).طایفه شهرویی ساکن شهرستان بهمئی در بخش

سر اسیاب روستای طلاگه وبنه ی اخوند. طایفه ی یوسف شهرویی ساکن روستای ابوالعباس (بلواس)شهرستان باغملک که در بین طایفه ی چهارلنگ

بلواسی هستند.طایفه ی شهرویی در شهرلالی در 35 کیلومتری مسجد سلیمان که در جایی به نام انبار اسپید یا کوه نو پبده ساکن ودارای سه پدر به نام اولاد

حسین علی اولاد میسا (موسی) اولاد علی کرم . طایفه ی شهرویی ساکن در استان چهارمحال وبختیاری در بخش خانمیرزا(خونمیرزا) در روستای شهرویی

از توابع شهرستان لردگان که دارای چند تیره به نام های عالی صادقی ابدالی شیخی مختاری هستند روستای دیگری نیز در بخش خانمیرزا به نام روستای ده

علی هم از طایفه ی شهرویی هستند با فامیلهای رضایی امانی و غیره که شهرویی های خانمیرزا ولالی جزوه ایل بابادی عکاشه(گاشه) محسوب می شوند.

طایفه ی سلیمان شهرویی که ساکن روستای کردستان در بهبهان و شهر لنده که در بین ایل طیبی هستند طایفه ی شهرویی در گچساران که در روستانی پشه

کان در کنار کوه شهرو سکونت دارند . طایفه ی شیخ شهرویی که در منطقه ی جونگان درنوراباد ممسنی در استان فارس سکونت دارند که جزوه ایل بکش

ممسنی هستند. روستای ده شهرو و پاتل بنوبند در هرمزگان . وروستای ده شهرو وبید شهروییه در کرمان . طایفه ی شهروی ساکن در روستای لاسجرد سمنان

وتهران. وخیلی از جاهای دیگر

 
درود. دوستان هرکسی می تواند به عنوان نماینده طایفه ی خود را برای دیگران معرفی کند.



 


92/1/27::: 2:16 ص
نظر()
  
<      1   2   3   4      >
پیامهای عمومی ارسال شده
+ چشمان تو خواب مرا آشفته بنمود چشمان تو برچشم خستم راه بگشود چشمان تو مرزمیان روزو شب را برهم زدو تا بی‌نهایت راه پیمود
+ چشمت غزل چشمت قصیده چشمت آشوب چشمانت آیین خدایی خوب درخوب چشم تو تنها قبله گاه روح وجانم شددل به دارنرگس مست تو مصلوب
+ چشمان تو آرامش این قلب خسته چشمان تومفتاح این قلب شکسته چشمان تو دارد دمی همچون مسیحا چشمان تو زنده نموداین چشم بسته ??????
+ دیریست چشمانت مراویرانه کرده دیریست چشمانت به قلبم خانه کرده دیریست تیرعشق چشمان سیاهت برجانم افتادو به جانم لانه کرده ??????
+ چشمان تو پیرم نکرده خارگشتم ازعشق تو دیریست من بیمارگشتم جانم فدای خاری وبیماری تن گویی که از خوابی گران بیدارگشتم
+ زیباترین شعرم فدای خاک پایت زیباترین شعرم فدای یک نگاهت زیباترین شعروجودم چشمهایم تقدیم یک لحظه نگاه چشمهایت??????
+ هوای تو که میوزد نسیم لبخند را برلبم می رساند ودوباره شکوفه های شعرم را به میوه مینشاند شیرین وآبدار باب دندانت ای یگانه مالک قلبم برو لاقل برای چنددقیقه نمیشود ونمیتوانم اینهمه ملسی راتحمل کنم مست میشوم و شاید ازحال که هیچ ازدنیا بروم