ما قرآن را براى تذکّر آسان ساختیم؛ آیا کسى هست که متذکّر شود؟! قمر 17
سفارش تبلیغ
صبا ویژن
نه بخدایى که از قدرت او درمانده شبى سیاه به سر بردیم که روزى سپیدى را در پى خواهد داشت ، چنین و چنان نبوده است . [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :23
بازدید دیروز :21
کل بازدید :79531
تعداد کل یاداشته ها : 87
99/4/13
9:22 ع
بندگان مرا بشارت ده! همان کسانى که سخنان را مى‏شنوند و از نیکوترین آنها پیروى مى‏کنند؛ آنان کسانى هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند. زمر17 - 18
موسیقی
ما قرآن را براى تذکّر آسان ساختیم؛ آیا کسى هست که متذکّر شود؟! قمر 17

آریوبرزن (هخامنشی)

از
آریوبرزن

نگاره‌ای نو از آریوبرزن
زادروز 368 پیش از میلاد آیاپیر
درگذشت 330 پیش از میلاد
کوه‌های زاگرس
محل زندگی ایران
ملیت ایرانی
نژاد آریایی
شناخته‌شده برای مقابله با سپاه اسکندر
خویشاوندان خواهر یوتاب، پدر فارنابازوس Pharnabazus

آریوبَرزَن (به یونانی: Aριoβαρζ?νης)‏ نام سردار ایرانی بود که در کوههای پارس در برابر سپاه اسکندر مقدونی ایستادگی کرد و خود و سربازانش تا واپسین تن کشته شدند. نام آریوبرزن در پارسی کنونی به گونه آریابرزین هم گفته و نوشته می‌شود که به معنی ایرانی باشکوه‌است. 

نبرد دربند پارس 

نبردگاه آریوبرزن و اسکندر تاکنون محل اختلاف بوده است. ولی همه ی تاریخ نگاران با توجه به نشانه هایی که تاریخ هرودوت از این محل به دست می دهد، اتفاق نظر دارند که این نبرد در مکانی در استان کهگیلویه و بویراحمد کنونی صورت گرفته است.اما در باب محل دقیق این نبرد دو دیدگاه وجود دارد. دیدگاه اول، تنگ تکاب -در مرز کهگیلویه و بویراحمد با خوزستان- را که چند سال پیش سد مارون در آن احداث شد به عنوان محل نبرد معرفی می کند. دیدگاه دوم با استناد به برفی بودن تنگه ی محل نبرد در متن هرودوت، تنگ تامرادی -در نزدیکی یاسوج- را مکان این نبرد می داند. البته سایر نشانه های ذکر شده در کتاب هرودوت -مانند موقعیت استراتژیک تنگ تکاب نسبت به غرب و جلگه ی خوزستان، راهنمای «لیکه ای» اسکندر و...- بیشتر با دیدگاه اول سازگاری دارند. به هر روی ناآشنایی اسکندر با منطقه به سود پارسیان بود ولی یک چوپان که تاریخ‌نگاران نامش را لی‌بانی نوشته‌اند راه گذر از کوهستان را به مقدونیان نشان می‌دهد و اسکندر می‌تواند آریوبرزن و یارانش را به دام اندازد گفته می‌شود اسکندر پس از پایان جنگ آن اسیر را به خاطر خیانت می‌کشد. آریوبرزن با 40 سوار و 5000 پیاده خود را بی‌پروا به سپاه مقدونی رسانده و شمار بسیاری از یونانیان را کشته و خود نیز تلفات بسیاری داد اما موفّق گردید از محاصره? سپاه مقدونی بگریزد.

چون از محاصره بیرون آمد خواست تا به کمک پایتخت بشتابد و آن را پیش از رسیدن سپاه مقدونی اشغال کند. اما لشکر اسکندر که از راه جلگه به پارس رفته بودند، مانع او شدند. در این هنگام وی به مخاطره? سختی افتاد، ولی راضی نشد تسلیم گردد. گفته می‌شود ایستادگی آریوبرزن یکی از چند ایستادگی انگشت شمار در برابر سپاه اسکندر بوده‌است.

بر پایه یادداشتهای به دست آمده از کالیستنس تاریخ نگار اسکندر، 12 اوت سال 330 پیش از میلاد، نیروهای اسکندر مقدونی در پیشروی به سوی پرسپولیس پایتخت آن زمان ایران، در یک منطقه دربند پارس که منطقه‌ای کوهستانی و سخت‌گذر است متوقف شدند و در این منطقه درگیری میان اسکندر و آریو برزن رخ داد. به گفته اسکندر بعد از ورود به سرزمین ایذج خورشید را به مدت سه شبانه روز بچشم ندیدم بعلت انبوه درختان و ازیاد باران. اسکندر با یک هنگ ارتش ایران که شامل 1000 تا 1200 نفر بود به فرماندهی آریو برزن رو به رو شد. این هنگ چندین روز مانع ادامه پیشروی ارتش ده‌ها هزار نفری اسکندر شده بود که مصر، بابل و شوش را پیشتر گرفته بود و در سه جنگ، داریوش سوم را شکست و فراری داده بود. سرانجام این هنگ با محاصره کوهها و حمله به افراد آن از ارتفاعات بالاتر از پای درآمد و فرمانده آن آریوبرزن نیز کشته افتاد.

آرامگاه آریوبرزن در میانه کوهی، نزدیکی روستای میراثخون،از روستاهای استان کهگیلویه وبویراحمد ،واقع شده است ،که این آرامگاه در زبان محلی،به کوه تراش دی و دوور(مادر و دختر) معروف می باشد،متاسفانه مکان ارامگاه این سردار بزرگ هخامنشی،در تاریخ ایران ناشناخته باقی مانده است،و هیج گونه سند،و اثری از این مکان ،در اسناد و دانش تاریخی ایران و جهان،وجود ندارد.


  
پیامهای عمومی ارسال شده
+ چشمان تو خواب مرا آشفته بنمود چشمان تو برچشم خستم راه بگشود چشمان تو مرزمیان روزو شب را برهم زدو تا بی‌نهایت راه پیمود
+ چشمت غزل چشمت قصیده چشمت آشوب چشمانت آیین خدایی خوب درخوب چشم تو تنها قبله گاه روح وجانم شددل به دارنرگس مست تو مصلوب
+ چشمان تو آرامش این قلب خسته چشمان تومفتاح این قلب شکسته چشمان تو دارد دمی همچون مسیحا چشمان تو زنده نموداین چشم بسته ??????
+ دیریست چشمانت مراویرانه کرده دیریست چشمانت به قلبم خانه کرده دیریست تیرعشق چشمان سیاهت برجانم افتادو به جانم لانه کرده ??????
+ چشمان تو پیرم نکرده خارگشتم ازعشق تو دیریست من بیمارگشتم جانم فدای خاری وبیماری تن گویی که از خوابی گران بیدارگشتم
+ زیباترین شعرم فدای خاک پایت زیباترین شعرم فدای یک نگاهت زیباترین شعروجودم چشمهایم تقدیم یک لحظه نگاه چشمهایت??????
+ هوای تو که میوزد نسیم لبخند را برلبم می رساند ودوباره شکوفه های شعرم را به میوه مینشاند شیرین وآبدار باب دندانت ای یگانه مالک قلبم برو لاقل برای چنددقیقه نمیشود ونمیتوانم اینهمه ملسی راتحمل کنم مست میشوم و شاید ازحال که هیچ ازدنیا بروم